عشق گمشده


+ باران

باران

می بارد سیل آسا

و من اندیشه کنان به جهان می نگرم

آسمانی ابری، زوزه ی باد و صدای باران

شیشه ی پنجره می لرزد از طوفان

چانه ی من از بغض

آه دلتنگی، دلتنگی

اشک چشمانم را می شوید

شدت می گیرد،

 باد و باران و دلتنگی واشک

سیلی در راه است ، من اینجا تنها، با نگاهی غم آلوده و خیس ، به خود می لرزم

 

می بارد سیل آسا

و من اندیشه کنان در کنارت به جهان می نگرم

آسمان ابری است، همه جا بوی بهاران دارد

بوی خیس تازه شدن

آه زیبایی ، زیبایی

جان ما غرق تمنا شده است

در فضایی نمناک، بوسه ای خیس و سرشار از عشق

همچون بوسه ی باران بر خاک که می رویاند سرسبزی و سرمستی را

قطرات باران و درختانی که می رقصند با موسیقی باد

 بوی نم خاک، ابر و باد و باران

و طبیعت که می گیرد جان

من و تو غرق در لذت دیدار جهان

باز باران باران

و بهارانی که می آیند از راه

 س-ط

نویسنده : رضا ; ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران()   لینک

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin