عشق گمشده


+ یلدای دلتنگی

چه تلخ است که دیگر

گریه هم مرهمی بر داغ دلم نیست

وقتی که دلم را در ناکجا آباد زندگی دفن کردم...

               و اکنون

اینگونه به سوگش نشستم.

 در این یلدای دلتنگی

 که ثانیه ها غربت را رج میزنند

        و

واژه های بغض کرده

     در پی گریه ای آواره اند.


 

نویسنده : رضا ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin