افکار بیهوده!!!!

هجوم بیرحمانه خیالت را دوباره قلبم فریاد میکشد ، و ناخودآگاه بر لبان خشکیده ام جاری میشوی:تو کیستی که من اینگونه بی تو بیتابم....

 

سالیانی است که میگذرد و میگذرم....و تو با تمام نبودنت همچنان بوده ای.....همچون اولین روز.....

 

کاش میدانستی که یادگار اولین روزی که اولین عشق عاشقترین مرد عاشق شدی ، به قیمت شکستن سنگین غرور یک مرد بود....

 

کاش میدانستی که رفتنت ، آمدن غم بود و شعر بود و مردگی.....

 

کاش میدانستی که شکستم و نشستم و...

 

وکاش....

 

تو رفتی...به نام قانون ناحق زندگی

 

اما میدانم که حتی یکبار نیز از خودت نپرسیدی که پس بر سر عشق چه آمد....

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
کولی

سلام ..زيبابود.. يه متن که يه حس خوب مي بخشه به آدم.. دوست داشتی يه تبادل لينک داشته بشيم با هم..

.

قشنگه...ولی حس بدی توی قلبم کردم یاد دنیای عشق خودم افتادم که شاید کم ارزش تر از کاه به باد سپرده شد.

هستی

فقط دارم فکر ميکنم به خودم به تقدير به گذشته

گل بيتا

هر بار که می خونمش می بينم از دفعه قبل قشنگ تر